تأمین پایدار برق تنها با اتکا به یک نوع نیروگاه امکانپذیر نیست و شبکه برق باید از ترکیبی از منابع خورشیدی، بادی، برقآبی، حرارتی و سامانههای ذخیرهساز استفاده کند.
جعفر محمدنژاد سیگارودی، معاون سرمایهگذاری و توسعه ساتبا، اعلام کرده است که توسعه انرژیهای تجدیدپذیر فقط به کشورهای فاقد نفت و گاز محدود نمیشود و بسیاری از کشورهای دارای منابع فسیلی نیز برنامههای گستردهای برای توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی اجرا کردهاند.
سهم خورشیدیها در تأمین برق تابستان
براساس اعلام معاون ساتبا، بیش از ۷۰ درصد تولید سالانه نیروگاههای خورشیدی کشور در ایام گرم سال انجام میشود؛ دورهای که مصرف برق ایران بهدلیل افزایش استفاده از تجهیزات سرمایشی به بیشترین مقدار خود میرسد.
این همزمانی باعث میشود نیروگاههای خورشیدی بتوانند بخشی از فشار واردشده بر شبکه در ساعات روز و دوره اوج مصرف تابستان را کاهش دهند.
البته در خبر منتشرشده، روش محاسبه این سهم، محدوده زمانی «ایام گرم سال» و تفاوت میان مناطق مختلف کشور توضیح داده نشده است. میزان تولید واقعی هر نیروگاه به موقعیت جغرافیایی، زاویه نصب پنلها، دما، گردوغبار، سایهاندازی و وضعیت فنی تجهیزات بستگی دارد.
منظور از مکملبودن منابع انرژی چیست؟
تولید نیروگاه خورشیدی از صبح آغاز میشود، در میانه روز افزایش مییابد و با نزدیکشدن به غروب کاهش پیدا میکند. در مقابل، مصرف برق پس از غروب متوقف نمیشود و ممکن است در برخی مناطق همچنان بالا باقی بماند.
در ساعتهایی که تولید خورشیدی کاهش مییابد، منابع دیگری باید تعادل میان تولید و مصرف را حفظ کنند. این منابع میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- نیروگاههای بادی در مناطق دارای باد مناسب
- نیروگاههای برقآبی با امکان تنظیم تولید
- نیروگاههای حرارتی و سیکل ترکیبی
- سامانههای ذخیرهساز انرژی
- مدیریت و جابهجایی مصرف برق
- تبادل برق میان مناطق مختلف شبکه
بنابراین مکملبودن به این معنا نیست که توسعه تجدیدپذیرها باید متوقف یا محدود شود؛ بلکه شبکه باید بتواند تولید متغیر خورشیدی و بادی را با منابع قابلکنترل، ذخیرهسازی و مدیریت مصرف هماهنگ کند.
آیا نیروگاه فسیلی تنها راه پشتیبانی از خورشیدی است؟
خیر. نیروگاههای فسیلی در شرایط فعلی بخش بزرگی از برق کشور را تأمین میکنند، اما تنها گزینه برای جبران کاهش تولید خورشیدی نیستند.
ذخیرهسازهای باتری میتوانند بخشی از برق تولیدشده در ساعات آفتابی را ذخیره کرده و هنگام افت تابش یا افزایش مصرف وارد شبکه کنند. نیروگاههای برقآبی، انرژی بادی، مدیریت بار و پیشبینی دقیق تولید نیز میتوانند نیاز شبکه به افزایش سریع تولید نیروگاههای فسیلی را کاهش دهند.
انتخاب ترکیب مناسب باید براساس هزینه، سرعت پاسخگویی، دسترسی به سوخت و آب، میزان آلایندگی، شرایط شبکه و منابع هر منطقه انجام شود.
ظرفیت نامی با برق قابلدسترس تفاوت دارد
معاون ساتبا ظرفیت نامی نیروگاههای کشور را بیش از ۱۰۰ هزار مگاوات اعلام کرده است. ظرفیت نامی، مجموع توان ثبتشده نیروگاهها در شرایط طراحی است و لزوماً بهمعنای دسترسی همزمان شبکه به همین مقدار برق نیست.
تعمیرات، محدودیت سوخت، دمای هوا، کمبود آب، فرسودگی تجهیزات و محدودیت شبکه انتقال میتوانند توان عملی تولید را کاهش دهند. به همین دلیل، افزایش ظرفیت نامی باید همراه با توسعه شبکه، بهبود بهرهوری و افزایش قابلیت دسترسی نیروگاهها باشد.
تأثیر این موضوع بر سرمایهگذاری خورشیدی
همزمانی بخش مهمی از تولید خورشیدی با اوج مصرف تابستان، ارزش شبکهای این نیروگاهها را افزایش میدهد؛ اما سرمایهگذاران نباید محاسبات پروژه را فقط براساس ظرفیت اسمی پنلها انجام دهند.
در مطالعات فنی و اقتصادی باید موارد زیر بررسی شود:
- الگوی ساعتی و فصلی تابش محل
- ظرفیت واقعی اتصال به شبکه
- احتمال محدودیت یا قطع تزریق برق
- میزان افت تولید در دمای بالا
- هزینه شستوشو و نگهداری پنلها
- امکان استفاده از ذخیرهساز
- الگوی مصرف یا قرارداد فروش برق
- تولید واقعی سالانه بهجای ظرفیت اسمی
تحلیل VSE؛ آینده شبکه در ترکیب هوشمند منابع است
از نگاه VSE، مسئله اصلی انتخاب میان «خورشیدی» و «فسیلی» نیست؛ بلکه طراحی یک ترکیب انرژی مطمئن، اقتصادی و کمآلاینده است.
نیروگاه خورشیدی میتواند در ساعات گرم روز، مصرف سوخت و فشار واردشده بر نیروگاههای حرارتی را کاهش دهد. در ساعات بدون تابش نیز باید از ترکیبی از ذخیرهسازها، انرژی بادی، برقآبی، مدیریت مصرف و منابع قابلکنترل استفاده شود.
در بلندمدت، توسعه ذخیرهسازی و شبکه هوشمند میتواند وابستگی به نیروگاههای فسیلی را کاهش دهد. بنابراین نقش فعلی نیروگاههای فسیلی بهعنوان منبع مکمل نباید مانع سرمایهگذاری در باتری، مدیریت هوشمند انرژی و سایر راهکارهای انعطافپذیری شبکه شود.
منبع اصلی: ساتبا نیوز، ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
نسخه بازنشرشده خبر و اظهارات معاون ساتبا
منبع اصلی
مشاهده خبر در ساتبا — اخبار رسمی
محتوا برای آموزش و تصمیمگیری اولیه است. طراحی اجرایی باید براساس اطلاعات و شرایط واقعی هر پروژه انجام شود.
